تبليغاتX
طنز

طنز

ما باید خیلی مواظب باشیم که مشوه نکنیم،

سید ابراهیم نبوی

ما باید خیلی مواظب باشیم که مشوه نکنیم، بخصوص در روز شانزده آذر، اصلا وقتی مشوه می شود خیلی ناجور است، دقیقا مثل این می ماند که.... راستی، مشوه یعنی چی؟ مثلا من کلی ادعا دارم که فارسی می دانم، البته کسی که فارسی می داند طبیعتا باید عربی و فرانسه و ترکی و انگلیسی هم بداند، به همین دلیل هم آقای علی لاریجانی فرمودند که " دانشجویان نگذارند عده ای سیمای جاودانه ضداستکباری حرکت دانشجویی را مشوه کنند." در این راستا توضیحات زیر ضروری است:

اول، منظور از " دانشجویان نگذارند" ، همان " لباس شخصی ها نگذارند" است، و البته آنها هم نمی گذارند، چه با بیل، چه با گاز فلفل، چه با موتور، چه با زنجیر.

دوم، سیمای جاودانه ضداستکباری را کسی نمی تواند مشوه کند، چون تصویرش اصلا از سیما قابل پخش نیست، وقتی هم که پخش نشود، مشوه نمی شود، مثل همین اعتراضاتی که از صدا و سیما پخش نمی شود و همین باعث شده که اصلا هیچ چیزی مشوه نشود، فقط یک ذره بقول آیت الله خامنه ای مشوه شده که آن هم باعث آبروریزی جهانی شده وگرنه خیال تان تخت، اصلا سیمای چیزی مشوه نشده، شما برو، جیش بوس لالا!

سوم، واقعا ما باید مواظب این " حرکت جاودانه" باشیم، واقعا حرکت جاودانه ای است، اینقدر جاودانه است که در این سی سال حتی یک بار هم کسی به آن اشاره نشده، فقط گذاشتند درست موقعی که داشت مشوه می شد، جاودانه اش کردند، باز خدا را شکر ما این حرکت را مشوه کردیم، وگرنه جاودانه هم نمی شد.

هرج و مرج

یکی از عقلای قوم که سالها میانه روی می کرد و از چهل سال قبل به عنوان روشنفکر و خردمند و نه حتی روحانی و مجتهد در روزنامه های قبل و بعد از انقلاب مطالب خوبی می نوشت، آقای مکارم شیرازی بود. اتفاقا اغلب اوقات هم نوشته هایش معقول بود. البته چهل سال خیلی زمان زیادی است، حتی بیست سال که چه عرض کنم، ده سال هم زیاد است. ولی با این حال دلیل نمی شود که یک آقای فیلسوف که در سن سی سالگی مثل فلاسفه حرف می زد، در سن هفتاد سالگی مثل جوانان زیرآفتاب حرف بزند. همین آقای مکارم شیرازی دیروز یک جمله 9 کلمه ای گفته که فکر کنم فقط نقطه آخر جمله درست است، ایشان گفته اند " اگر حرمت قانون بشکند هرج و مرج حاکم خواهد شد."

اولا: استفاده از " اگر" غلط است، چون این اتفاق شش ماه است هر روز دارد می افتد، اگر مال زمانی است که هنوز اتفاقی نیافتاده است، مثلا " اگر حکومت قانون باشد....."

دوما: استفاده از کلمه " حرمت" هم غلط است، چون قانون در کشور ما حرمت ندارد، قانون اساسی که باید از همه محترم تر باشد، 35 صفحه دارد، که دولت هر روز 20 صفحه اولش را زیر پا می گذارد، مردم هم پانزده صفحه آخرش را آتش می زنند، کدام قانون مانده که حرمت داشته باشد؟ انتخابات قانونی؟ اجتماعات قانونی؟ محاکمه قانونی؟ حقوق ملت؟ کدام یکی محترم مانده که قرار است حرمت بقیه حفظ شود؟

سوما: استفاده از کلمه " قانون" هم در این جمله غلط است. چون اصولا چیزی به نام قانون در ایران تعیین کننده نیست، رهبر قبل از تائید انتخابات تبریک می گوید، تمام اعضای شورای نگهبان که نباید طرفدار یک نامزد انتخاباتی باشد رسما از نامزد حکومتی طرفداری کردند، وزیر کشور رسما اعلام کرد ده میلیارد کمک مالی برای انتخاب رئیس جمهور داده است، رهبر به مجلس دستور داد که به دولت رای اعتماد بدهد، قوه قضائیه نه تنها قانون خودش بلکه حرف مجلس و رهبر را هم در مورد کهریزک گوش نداد، مردم هم در تظاهرات غیرقانونی شرکت کردند و می کنند. اصلا قانونی در کشور وجود ندارد که بالاتر از افراد باشد، نه، اشتباه نکنید، مشکل این نیست که خامنه ای بالاتر از قانون است، مشکل این است که احمدی نژاد بالاتر از مجلس است، خامنه ای بالاتر از قانون است، قوه قضائیه خودش هر روز قانون را نقض می کند و اصولا مهم ترین خواسته اپوزیسیون کشور رعایت قانون است، چون قانونی در کشور اجرا نمی شود.

چهارما، استفاده از فعل " بشکند" در جمله " اگر حرمت قانون بشکند..." استفاده غلط از زمان فعل است، این شکستنی که آقای مکارم از آن می ترسد، سالهاست اتفاق افتاده است. حرمت قانون مدتهاست شکسته است.

پنجما: استفاده از کلمه " هرج و مرج" برای اتفاقی که امروز در ایران افتاده است، اصلا کلمه درستی نیست، شش ماه است که مردم به رئیس جمهور می گویند دروغگو، به رهبر کشور می گویند قاتل. در روز روشن در حالی که صد هزار پلیس دارند پانصد هزار معترض را کتک می زنند، شش نفر از جمله دو پلیس دولت اسلامی به یک زن متاهل تجاوز می کنند. در شهرک قدس، سه ماه قبل یک مرد بخاطر اختلاف با زن دومش، با مسلسل 960 گلوله شلیک می کند و شش نفر را می کشد. قوه قضائیه وزیر کابینه اول انقلاب را به اتهام براندازی حکومت دستگیر و به جرم اختلال در ترافیک به شش سال زندان محکوم کرده است. در جلسه شورای ترافیک، سردار نقدی، فرمانده بسیج که قبلا به جرم کلاهبرداری زندانی بود، با اسلحه به طرف یکی از کسانی که در جلسه مخالفش بود، تیراندازی می کند. دولت رئیس فدراسیون شمشیربازی را بخاطر داوری مسابقه ای که یک طرفش اسرائیلی بوده برکنار می کند، اما وزیر همان دولت در جلسه با وزیر فرهنگ اسرائیل شرکت می کند و عکس اش هم پخش می شود هیچ اتفاقی هم نمی افتد. رئیس جمهور در دو جلسه در دو روز متوالی به رهبر کشور یک آمار دروغ را که روز قبل با رقم دیگری گفته بود، ارائه می کند و اگر کسی به او بگوید دروغگو زندانی می شود، در شش ماه گذشته حداقل صد نفر کشته شده اند، پنج تا شش هزار نفر زندانی شده اند، ده روزنامه تعطیل شده و پس از شش ماه فقط لازم است که به مدت دو ساعت مردم آزادی داشته باشند تا کل حکومت به بیب فنا برود. به این وضع نمی گویند هرج و مرج، هرج و مرج مال نیم ساعت اولش است، به قول سردار جعفری " فتنه این قدر بزرگ بود که کلمه بحران برایش کوچک بود."

ششما: فعل " حاکم می شود" در این جمله کلا غلط است. باید گفته شود " حاکم شد". دلایلش هم توی خیابان است، از یک نفر فقط بسادگی بپرسید چه خبر؟ تا اوچ ثانیه از بالا تا پائین مملکت را بگذارد کف دست تان.

هفتما: استفاده از الف با تنوین، مثل دوما غلط است، چون دوم کلمه فارسی است و تنوین عربی به آن نمی چسبد، مثل این می ماند که شما کلمه فارسی " بندر" را جمع مکسر عربی ببندید و بگوئید " بنادر"، البته خیلی باید ببخشید، این اشتباه را سالهاست داریم می کنیم و کسی به آن توجه نمی کند، مثل شش مورد اول که سالهاست داریم تکرار می کنیم و خیلی اوقات افراد آن را نمی بینند.

شانزده هفده هجده....

البته امیدوارم که داستان تمام بشود، چون لازم است که بعد از یک شانزده آذر عظیم و پر سروصدا ملت خودشان را برای بعد آماده کنند. لطفا فلفل کمتر مصرف کنید، مواظب باشید تخته گاز نروید، با لباس شخصی تصادف نکنید، صبر کنید! هنوز زردآلوها نرسیده، خوشگل هست، ولی خوشمزه نیست. چند ماهی که بگذرد، هلوهلو خودش می پرد توی دست تان، بعدا خودتان می اندازید توی گلویتان.

امروز دانشگاه بطور اساسی شلوغ بود. سبزها که دانشگاه تهران را گذاشته بودند روی سرشان، لباس شخصی ها هم که مثل تیم ملی بحرین یا هولیگان های هوادار انگلیس، هر وقت گل می خورند آخر بازی با بطری خالی و سنگ به تیم پیروز حمله می کنند. امروز لباس شخصی ها اول رفتند جلوی دفتر میرحسین موسوی، او هم رفته طرفشان و دو تا جیغ کشیده سرشان، آنها هم دستور خین و خین ریزی نداشتند، دمشان را گذاشتند لای لنگ عمه کوچیکه شان و رفته اند. از طرفی واحد خواهران وحوش، لباس شخصی های سابق، بعد از اینکه مطمئن شده اند که زهرا رهنورد به گفته نشریه فارین پالیسی، یکی از متفکران بزرگ ایرانی است، در اعتراض به این جنایت بزرگ، در دو روز متوالی به او حمله کردند. احتمالا باید رسما اعلام کند " من بیشعورم" یا بگوید زمین مکعب است، تا ولش کنند.

بعد هم لباس شخصی ها تبدیل به راست افراطی شده اند و حمله کردند در چهار راه انقلاب به نیروی ضد شورش، خب! جانور! یا قبل از بیرون آمدن از خانه دوش بگیر، یا حالا که می خواهی کیف زنی کنی، کف زنی کن، اینجوری دیگر مجبور نیستی به مینی بوس و اتوبوس گیر بدهی، بابا مریض! بعد هم همگی در یک اقدام دسته جمعی به دانشجویان دانشگاه تهران حمله کردند و بعد از سه چهار ساعت حمله و فریاد کشیدن، خسته شدند و نشستند وسط چمن دانشگاه،..... نه بابا، چمن ها را دست نزدند، قرآن خواندند

رهبران سیاسی کوبا

تهش را که نگاه کنید، ریشه مجاهدین خلق و احمدی نژاد به یک جا می رسد، از مارکسیسم فقط دیکتاتوری در داخل و مخالفت با تمدن را به عنوان مبارزه ضد امپریالیستی در خارج یاد گرفتند. در رجانیوز یک مقاله نوشته بود با عنوان " نبرد تاریخی احمدی نژاد با بورژوازی کمپرادور" به محض انتشار این مطلب قبر مرحوم سید ولادیمیر ایلیچ اولیانف، حاج آقا لنین سابق به میزان هفت در مقیاس ریشتر لرزید. تعجب نکنید اگر ببینید که چگونه تمام پسمانده هایی که بین پیکار و مجاهدین خلق آویزان بودند، سالها دادستانی انقلاب را اداره می کردند و اس و اساس شان همان ترکیب منحوس اسلام و مارکسیسم بود، خدا هزار و صد بار رحمت کند شاه سابق را. البته سلطنت چیز جالبی نیست، ولی حرفش خیلی درست بود. فقط آدم نمی فهمد این " نکابت" جمع مکسر نکبت( مسوولان محترم) چرا از مارکسیسم این همه چیزهای خوبش را استفاده نمی کنند، مثلا اخلاق سوسیالیستی به عنوان دلسوزی برای فقرای جهان، یا مثلا تامین اجتماعی برای ملت یا مثلا آزادی و برابری زنان و مردان یا خیلی چیزهای خوب دیگر.

همیشه از هر چیزی مزخرف ترین چیزش را یاد می گیریم. حالا یک ساعت حرف زدم که به این برادر بذرپاش که با یکی از مسوولان سیاسی کوبا ملاقات کرده اشاره کنم. مهرداد بذرپاش گفت: " شخصیت رهبران سیاسی کوبا برای جوانان ایران جذاب است."

اولا: جذاب بود، آن زمانی جذاب بود که فیدل کاسترو بین مردم دنیا و کشورش تبدیل به یک دیکتاتور عقب مانده نشده بود.

ثانیا: آن گروه از جوانان که شخصیت رهبران کوبا برایشان جذاب بود، دو دسته شدند، یا توسط اجداد تاریخی و معنوی آقای بذرپاش کشته شدند، یا زنده ماندند و حالا از هر چه فیدل کاستروست حال شان به هم می خورد.

ثالثا: فکر می کنید چرا گفته رهبران کوبا؟ انگار در کوبا در پنجاه سال گذشته، شد 51 سال، انگار رهبر دیگری حق نفس کشیدن داشته.

خیانت به امید

یک فامیل داشتیم که همیشه به من نصیحت می کرد و می گفت، برای اینکه موفق بشوی باید فلان کار را بکنی و فلان کار را نکنی، آن روزها زمانی بود که من در کارم موفقیت نسبی داشتم و هر روز در روزنامه ها می نوشتم و کتاب چاپ می کردم و خیلی چیزهای دیگر. یک روز که خیلی از نصیحت هایش خسته شده بودم، گفتم: عزیز من! داداش جان! شما که اینقدر لالایی خوب بلدی چرا خودت هر شب با دیازپام ده می خوابی؟ گفت: منظور؟ گفتم: می خواستم سووال کنم که آیا تو در زندگی کاری ات موفق تر هستی، یا من؟ گفت: معلوم است که تو موفق تر هستی. گفتم: خوب، پس اگر بلدی موفق شوی چرا خودت موفق نشدی؟

 

حالا این هم داستان ماست با آقای ابوالحسن بنی صدر، اولین رئیس جمهور مملکت که در اوج قدرت و در حالی که می توانست فضای کشور را جمع و جور کند و ما و خودش را به این بلا دچار نکند، زرتی با اولین بحران قاط زد و افتاد توی سرازیری مجاهدین خلق( بن بست اشرف سابق) و همه راهها به پاریس ختم شد. آقای بنی صدر دیروز گفته است: " کسانی که می خواهند جنبش را در چارچوب نظام نگه دارند، خود و جنبش را محکوم به شکست می کنند." یکی از کارشناسان در پاسخ به آقای بنی صدر گفت:

اولا، کسی نمی خواهد جنبش را در چارچوب نظام نگه دارد.

دوما، شما اگر بلد بودی چطور جنبش پیروز می شود، خودت پیروز می شدی.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم آذر 1388ساعت 21:4  توسط جنبش سبز  | 

زندان ها از دانشجویان پرشده

در حالیکه محاکمه و صدور احکام سنگین برای فعالان سیاسی و مطبوعاتی که همچنان در زندان به سر می برند، ادامه دارد، طی سه روز گذشته بسیاری از فعالان دانشجویی معترض به کودتای انتخاباتی 22 خرداد بازداشت شده اند.براساس گزارش های رسمی در روز 16 آذر بیش از 204 دانشجو بازداشت شدند. این در حالیست که از دو هفته مانده به برگزاری این مراسم، بازداشت فعالان دانشجویی آغاز شده بود. بازداشت فعالان دانشجویی در روز گذشته نیز ادامه داشت.

براساس اعلام فرمانده نیروی انتظامی "۱۶۵مرد و ۳۹ زن " در تجمعات روز ۱۶ آذر در شهر تهران بازداشت شده اند. سردارعزیزالله رجب زاده هیچ توضیحی درباره سرنوشت بازداشت شدگان و محل نگهداری آنان نداده؛او همچنین هیچ اشاره ای به بازداشت های گسترده صورت گرفته در شهرستان ها نکرده است. پیش از 16آذر دادستان کل کشور به خانواده‌های معترضان به نتیجه انتخابات هشدار داده بود مراقب فرزندان خود باشند، چرا که در صورت دستگیری، خانواده‌ها "حق گله" ندارند.

محسنی اژه ای گفته بود که "در حوادث بعد از انتخابات، قوه قضائیه در برخورد با متخلفان، خویشتنداری کرده، اما از امروز به بعد این کار را نخواهیم کرد."

او همچنین تهدید کرده بود که "با هر کس که بر خلاف حقوق، امنیت و نظم جامعه حرکت کرده و آن را بر هم بزنند، به شدت برخورد خواهد شد."

سخنان محسنی اژه ای در حالی مطرح شد که بسیاری از بازداشت شدگان، بلافاصله بعد از انتخابات 22 خرداد و به صورت یورش های شبانه بازداشت شده بودند و فرصت شرکت در تجمعات را نداشتند.

از سوی دیگر روابط عمومی دادسرای عمومی و انقلاب تهران از ارسال احکام قطعی ۲۲ نفر از دستگیر شدگان حوادث بعد از انتخابات به واحد اجرای احکام دادگاه انقلاب خبر داده است.

این دادسرا بدون نام بردن از این دستگیرشدگان اعلام کرده است که  18 نفر به حبس از 4 ماه تا چهار سال و نیم محکوم شده اند. برای 4 نفر نیز رای برائت و برای عده ای جزای نقدی و مجازات شلاق نیز صادر شده است.

از سوی دیگر علیرضا آوایی، رئیس دادگستری تهران خبر داد که احکام قطعی تعدادی از بازداشت شدگان حوادث پس از انتخابات صادر شده و تعدادی از متهمان، تبرئه شده اند و بعضی احکام دیگر به جریمه نقدی تبدیل شده است.

او نیز توضیح نداده است که چه کسانی تبرئه شده اند و احکام چه کسانی به جریمه نقدی تبدیل شده است. طی روزها و هفته های گذشته احمد زیدآبادی، سعید لیلاز، هنگامه شهیدی، بهزاد نبوی، مسعود باستانی، محمد علی ابطحی و تعداد دیگری از فعالان سیاسی و مطبوعاتی با احکام بسیار سنگین و عجیبی به حبس محکوم شدند.

 

بازداشت و پرونده سازی برای مجید توکلی

مجید توکلی، عضو انجمن اسلامی دانشگاه امیرکبیر نیزپس از برگزاری مراسم تریبون آزاد در روز 16 آذر و به هنگام خروج از دانشگاه با همکاری نیروهای حراست و بسیج دانشگاه امیرکبیر توسط نیروهای وزارت اطلاعات بازداشت شد.او یکی از سخنرانان این مراسم بود. توکلی در جریان جعل نشریات دانشگاه امیرکبیر در سال 86 نیز زندانی شده و بیش از 15 ماه را در زندان به سر برده بود. این فعال دانشجویی بهمن ماه سال گذشته نیز هنگام شرکت در مراسم بزرگداشت مهندس بازرگان در مقابل حسینیه ارشاد بازداشت و پس از 3 ماه حبس آزاد شده بود.

اما آنچه قابل تامل است نحوه پوشش خبری بازداشت مجید توکلی از سوی رسانه های حکومتی است. ایرنا، فارس، کیهان، رجا نیوز و جهان نیوز در اقدامی هماهنگ، مجید توکلی را لیدر اصلی وقایع 16 آذر معرفی کردند و مدعی شدند "او که قصد داشت با لباس زنانه از دانشگاه بگريزد، توسط نيروهاي انتظامي دستگير شد".

این رسانه ها، توکلی و سایت امیرکبیر را به سازمان منافقین منتسب کرده و مدعی شده اند: "توكلي از اعضاي طيف غيرقانوني و افراطي علامه است كه غير از راديوها و تلويزيون‌هاي بيگانه با گروهك تروريستي منافقين در ارتباط هستند و اغتشاشات در دانشگاه‌ها را ساماندهي مي‌كنند.سايت خبرنامه اميركبير متعلق به اين طيف افراطي توسط فردي به نام "ر.ي"  از عناصر وابسته به گروهك تروريستي منافقين اداره مي‌شود و اعضاي اين طيف نيز غير از اين گروهك تروريستي، با گروهك‌هاي تجزيه‌طلب همچون پژاك در ارتباط هستند".

خبرگزاری فارس در ادامه این ادعا ها افزوده است: "بازداشت مجيد توكلي با لباس زنانه بار ديگر خاطره بني‌صدر را براي ملت ايران تداعي كرد با اين اختلاف كه بني‌صدر توانست با لباس و آرايش زنانه از كشور بگريزد، اما مجيد توكلي با هوشياري نيروهاي انتظامي به چنگ افتاد".

روز گذشته نیز تصاویری مونتاژ شده از این فعال دانشجویی، توسط رسانه های حامی محمود احمدی نژاد منتشر شد که او را در پوشش زنانه و با چادر نشان میدهد. این در حالیست که مجید توکلی هنگام سخنرانی در دانشگاه امیرکبیر و هنگام بازداشت پیراهن و کاپشنی بر تن داشت که با آنچه در عکس دیده می شود تفاوت کامل دارد.

 

بازداشت های گسترده 16 و 17 آذر

محمدجعفر طهماسبی، از اعضای ستاد دانشجویی میرحسین موسوی نیز روز 16 آذر بازداشت شد.همچنین گزارش ها از بازداشت بیش از 20 دانشجوی دانشگاه آزاد واحد تهران مرکز، بعد از مراسم 16 آذر حکایت دارد.

براساس گزارش خبرنامه امیرکبیر، جاوید حاج همتی و عباس قادری دو تن از دانشجویان دانشگاه خواجه نصیر پس از احضار تلفنی از سوی دفتر پیگیری وزارت اطلاعات از صبح روز 16 آذر به آنجا مراجعه کرده اما بازنگشته اند.

این خبرنامه همچنین از بازداشت 6 دانشجوی دانشگاه تهران خبر داده است. نويد سلطان پور، مجتبی هاشمی، نیلوفر اثباتی، بردیا نجار، طاهر دهخوارقارنیان و مهدی بلخاری دانشجویان بازداشت شده ای هستند که هویت آنها مشخص شده است. بازداشت اکثر دانشجویان با ضرب و شتم و خشونت همراه بوده است.

گزارش ها از ربوده شدن فرزاد کلبعلی دانشجوی کرد دانشگاه تهران توسط نیروهای امنیتی حکایت دارد. به گفته شاهدان عینی وی پس از خروج از در شرقی دانشگاه تهران توسط چند نفر لباس شخصی سوار بر پژوی مشکی ربوده شده است.

روز گذشته نیز 7 نفر از اعضای انجمن اسلامی دانشگاه پیام نور تهران بازداشت شده اند.

از سوی دیگر خبرگزاری دیده بان حقوق بشر کردستان خبرداده است که ماموران امنیتی با مراجعه به منزل سهراب کریمی در شهرستان قروه استان کردستان اقدام به بازداشت این فعال دانشجویی کردند. براساس این خبرجمعی از اهالی محل با تجمع مقابل در منزل سهراب کریمی تا مدتى مانع از ورود مأموران به داخل خانه شدند، اما نهایتاً نیروهاى امنیتى سهراب را بازداشت کرده و به مکان نامعلومى انتقال داده اند.

در شیراز نیز سعید آگنجی و راضیه جعفری دو دانشجوی دانشگاه شیراز که به اداره اطلاعات احضار شده بودند، دیروز پس از حضور در این اداره بازداشت شدند. آگنجی از فعالان ستاد انتخاباتی مهدی کروبی بوده است.

سید محمد محسن موسوی، سبحان حیدری، نجما رنجبر، سید محمد حسینی، سعید لطفی و مسعود مهدوی فر دیگر دانشجویان دانشگاه شیراز هستند که طی دو روز گذشته بازداشت شده اند.

علاوه بر این گزارش ها از بازداشت گسترده دانشجویان در کردستان، کرمانشاه، تبریز، اصفهان، سمنان، کرمان و سایر شهرها حکایت دارد اما تاکنون اسامی دانشجویان بازداشت شده اعلام نشده است.

 

آزادی 4 فعال دانشجویی و زنان

در عین حال روز گذشته علیرضا موسوی، دانشجوی دانشگاه علامه و سورنا هاشمی دانشجوی دانشگاه زنجان که هر دو از اعضای سازمان دانشجویان لیبرال هستند آزاد شدند. مهرنوش اعتمادی و هایده تابش، فعالان حقوق زن نیز روز گذشته آزاد شدند.

 

ادامه دادگاهها

خبرگزاری ایلنا به نقل از دادسرای عمومی و انقلاب تهران از برگزاری دادگاه محسن صفایی فراهانی در روز چهارشنبه خبر داده است.

روز گذشته نیز دادگاه جهانبخش خانجانی، عضو حزب کارگزاران سازندگی برگزار شد. علیزاده طباطبایی، وکیل این فعال سیاسی به خبرگزاری ایسنا گفته است: جلسه‌ دادگاه موكلم در شعبه‌ 15 دادگاه انقلاب به ریاست قاضی صلواتی برگزار شد و به مدت چهار ساعت به طول انجامید.

به گفته او، در این جلسه آخرین دفاع ازخانجانی اخذ نشده و ادامه‌ رسیدگی به پرونده موكل به جلسه‌ بعد موكول شده است.تبلیغ علیه نظام، اجتماع و تبانی برای برهم زدن نظم عمومی و توهین به مسوولان اتهاماتی است که به گفته علیزاده طباطبایی به جهانبخش خانجانی نسبت داده شده است.

روابط عمومی دادسرای عمومی و انقلاب تهران اعلام کرده است که ۸۶ نفر از بازداشت شدگان روز دانشجو در تهران آزاد شده اند.

دادسرای تهران گفته است که این افراد که توسط پلیس روز ۱۶ آذر دستگیر شدند، پس از ابراز ندامت به دلیل حضور در این تجمعات با دستور قضایی آزاد شدند.


 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم آذر 1388ساعت 21:2  توسط جنبش سبز  | 

دستگیری های گسترده در خیابان های تهران

شبکه جنبش راه سبز (جرس): شاهدان عینی می گویند که مأموران امنیتی و انتظامی ایران در روز دانشجو تعداد زیادی از دانشجویان و تجمع کنندگان معترض را بازداشت کرده اند. ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم آذر 1388ساعت 13:21  توسط جنبش سبز  | 

خشونت لباس شخصی ها شعارها را تند کرد

آرایش نظامی در یازده شهر

مراسم 16 آذر در اکثر شهرهای ایران، تحت تدابیر شدید امنیتی و در حالی برگزار شد که نیروهای امنیتی تمامی تلاش خود را انجام دادند تا از پیوستن دانشجویان به مردم معترض جلوگیری کنند. این گونه بود که گزارش های رسیده از بسیاری از شهرهای ایران حکایت از حضور انبوه ماموران امنیتی، نیروی انتظامی و افراد لباس شخصی در اطراف دانشگاه ها داشت. ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم آذر 1388ساعت 13:20  توسط جنبش سبز  | 

سوء قصد به زهرا رهنورد در مراسم 16 آذر

رهنورد: اگر تکه تکه ام کنید جز صدای دمکراسی از من نمی شنوید

شبکه جنبش راه سبز (جرس): زهرا رهنورد استاد دانشگاه تهران و همسر میرحسین موسوی صبح امروز حدود ساعت 11 در دانشگاه تهران مورد سوء قصد چند زن که خود را بسیجی معرفی می کردند ، قرار گرفت.

 به گزارش سایت کانون زنان ایرانی رهنورد در محوطه دانشگاه دانشکده هنرهای زیبا برای بزرگداشت روز دانشجو آماده می شد که مورد این تهاجم قرار گرفت.

به گفته یکی از شاهدان عینی این ماجرا وقتی رهنورد از این زنان پرسید که چرا مرا تعقیب می کنید آنها مدعی شدند که برای محافظت از وی آمده اند. رهنورد نیز در پاسخ  به آنها گفت: شما از صبح تا کنون مرا رها نکرده اید و تا دفترم و هر جا که رفتم مرا تعقیب کردید.

این شاهد عینی می گوید:" رهنورد رو به آنها گفت من به شما می گویم که من از سر تا پا سبزم و شما هم برای ممانعت از حضور من به اینجا آمده اید."

این گفتگو نهایتا به درگیری لفظی و اهانت سردسته این زنان به رهنورد منجر شد. زن سردسته به رهنورد گفت به من بگویید افکارتان قبل و بعد از انقلاب چه بوده است؟

این شاهد عینی ادامه می دهد:" رهنورد به آنها گفت شما بازجو هستید و یا به قول خودتان محافظ که آن زن گفت تو از ما می ترسی. پاسخ رهنورد این بود که جز از خدا از هیچ کس نمی ترسم و اگر مرا تکه تکه کنید و به قبر بسپارید جز صدای سبز آزادی و دمکراسی صدای دیگری از قبر من نمی شنوید."

به گفته این شاهد عینی سردسته این زنان به زور وارد ساختمان مرکزی دانشکده هنرهای زیبا شد که نهایتا با دخالت حراست دانشگاه زهرا رهنورد توانست از ان محوطه دانشگاه خارج شود.اما همان جریانی که در دانشگاه آن جنجال را به پا کرده بود رهنورد را تعقیب کرد و در میانه خیابان وصال در حالی که او سوار ماشین حراست دانشگاه بود گاز فلفل را از فاصله 20 تا 25 سانتی بر صورت او پاشیدند که منجر به خفگی شدید و نابینایی موقتش شد. در آن لحظه اهالی و مغازه دارهای اطراف هرکدام به نحوی نسبت به نجات او اقدام کردند.

این شاهد عینی ادامه می دهد:" و باز هم به کمک حراست دانشگاه تهران سعی کردند رهنورد را با حال بسیار بد از محاصره شدید نیروهای امنیتی خارج کنند."

طبق اخبار رسیده از این شاهد عینی وضعیت ریوی و بینایی رهنورد به دلیل اینکه گاز فلفل از فاصله بسیار نزدیک به صورت او پاشیده شد بد گزارش می شود.

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم آذر 1388ساعت 13:18  توسط جنبش سبز  | 

داغ ترین روز دانشجو در تاریخ ایران

گزارش ها از پایتخت نشان می دهند ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم آذر 1388ساعت 13:17  توسط جنبش سبز  | 

مهدی کروبی با انتشار نامه ای اعلام کرد که در هر شرایطی و با هر امکانی به مبارزه ادامه خواهد داد

مهدی کروبی با انتشار نامه ای اعلام کرد که در هر شرایطی و با هر امکانی به مبارزه ادامه خواهد داد و تاکید کرد که برای هرگونه همکاری با افراد و گروه های سیاسی تحول خواه در این مقطع حساس که به نظر می رسد «جمهوریت» در کنار «اسلامیت» و «ایرانیت» در خطر است امادگی دارد .

همچنین کروبی در این نامه به نتیجه انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری اعتراض کرد و گفت دولت برآمده از آن را دارای مشروعیت و مقبولیت نمی داند.

متن کامل نامه به شرح زیر است : ...‌



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم تیر 1388ساعت 19:13  توسط جنبش سبز  | 

بیانیه شجاعانه ۳۰ سینماگر برتر کشور

در ابتدای این بیانیه نوشته شده است: «چرا باید اقتدار نظامی را جای اقتدار منطق نشاند، آن هم در برابر مردمی که بخش عمده آنها نسلی است که همین جا و در همین سه دهه به دنیا آمدهاند و اندیشه هایشان نتیجه منطقی ِ مشاهده و تجربه های رویدادهای همین ۳۰ سال است و هیچ تهمتی به آنها نمی چسبد .»

در ادامه این بیانیه آمده است: « آیا مردم تا لحظه ای که رای دادند شریف و قهرمان و حماسه آفرین بودند و به محض اینکه در نتیجه رای اعلام شده شک کردند آشوبگر اوباش و بیگانه پرست و خاشاکاند و سزاوار توهین و یورش و خونریزی و قتل؟»

امضاءکنندگان این بیانیه از تکرار تجربه های تاریخی و تلخ جنگهای محلهای و خانگی ابراز نگرانی کردند و خواستار اعلام نتایج واقعی انتخابات شده اند.

همچنین این هنرمندان در این بیانیه به دولتمران هشدار داده اند که: « محض قدرتنمایی مردم را به جان هم نیندازیم و تیره بختی کسانی که در همین کشورهای همسایه ما قربانی جنگهای داخلی خانگی اند را به این سرزمین نکشانید که مسلماً کسی جز دشمن ایران از آن بهره نمیبرد.»

شهرام اسدی ، محسن امیر یوسفی، عزت الله انتظامی، رخشان بنی اعتماد، بهرام بیضایی، کامبوزیا پرتوی، جعفرپناهی، کیومرث پوراحمد، حسن پورشیرازی، ناصر تقوایی، فرشته طائرپور، مانی حقیقی، سیف الله داد، محمد رسول اوف ، علیرضا رئیسیان، خسرو سینایی ، مژده شمسایی، ترانه علیدوستی، حسن فتحی، ایرج کریمی، نیکی کریمی، حمید فرخ نژاد، اصغر فرهادی، بهمن قبادی، عباس کیارستمی، پرویز کیمیاوی، محسن مخملباف، فاطمه معتمدآریا، علی نصیریان و جهانبخش نورایی امضاءکنندگان این بیانیه هستند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم تیر 1388ساعت 19:7  توسط جنبش سبز  | 

نامه دکتر علیرضا بهشتی به پدرش شهید بهشتی: پدر دیدی چه کردند؟

بار دیگر بی تو

چرا هربار که هفتم تیر می رسد سفرة دل گرفته ام را نزد تو می گسترم؟ شاید چون سایة تو را همچنان بر سرم گسترده می بینم. شاید هم که چون نمی گذارند صدایم شنیده شود، بدنبال چاهی می گردم تا آهی برکشم. شاید هم که برباد رفتن میراث توست که اینچنین آتشم می زند و داغ دیرینه را تازه می کند.

پدر! دیدی که چه روزهایی را شاهد بودیم که امکان بازشناسی تاریخ صدر اسلام را برایمان ممکن ساخت؟ دیدی که سکوت که شکسته شد، چگونه دل ها مملو از امید شد؟ دیدی که عطر راستی و صداقت که فضا را پر کرد، پایه های کاخ های دروغ و ریا به لرزه افتاد؟ دیدی خمودی و خموشی جای خود را به سرزندگی و نشاط داد؟ دیدی که دل هایی که سال ها با انگشتان کلیشه سازان از هم دور نگه داشته شده بود، فاصله ها را شکستند و در کنار هم نشستند؟ دیدی که نسل سومی که با انقلاب، امام، جنگ، شهادت و دینمداری قهر کرده بود، در داوری هایش به تأملی دوباره نشست و مطالباتش را در ادبیات صدر انقلاب جستجو کرد؟ دیدی که زن و مرد و پیر و جوان و روستایی و شهری، چشم امیدشان را به یار دیرینة تو دوختند و به رغم همة اما و اگرها و جوسازی ها، رایت اعتمادشان را بدست او سپردند؟

اما پدر دیدی که همان کسانی که پس از شهادت تو زیر لب زمزمه کردند که بهشتی عاقبت بخیر شد و تداوم حیات او به سلطة اسلام لیبرالی می انجامید، چه کردند؟ به بهانة حراست از اسلامیت نظام، جمهوریت نظامی که تو در کنار امام و مرادت و به یاری بسیاری دیگر از همراهان دیروز و امروز معماری کرده بودی را به مذبح سلایق و علایق و داوری های شخصی بردند. خواست مردمی نجیب که با بالاترین درجات آگاهی، حق به سرقت بردة خود را مطالبه می کردند را آشوب طلبی نامیدند، خونشان را بر قداره بندان خود مباح ساختند، و به نام دین، دینداران را بی دین نامیدند، مذبوحانه به دنبال سرانگشتان بیگانه گشتند و یافته و نایافته، سکوت تلخ، بلند و رسای حق خواهان را با شادکامی دشمنان قسم خوردة انقلاب همانند کردند تا مجوزی برای مشروعیت بخشی به کودتاگران دست و پا کنند.

یاد روزهای سختی می افتم که در مقابل هجمة ناجوانمردانة زبان های پلشت سکوت کردی و افتراها و دشنام ها را از دوستان دیروز و دشمنان آن روز و امروز صبورانه شنیدی و دم فروبستی. تو قربانی التقاط و تحجر شدی: التقاط تو را ترور شخصیت کرد، تحجر در مقابل رضایتمندانه سکوت کرد، و آنگاه بود که فاجعة هفتم تیر به آسانی اتفاق افتاد. این بار اما، روایتی معکوس در کار است: تحجر، اندیشه هایت را بر نمی تابد و تجلی سبز آن را تحمل نمی کند، التقاط شادمانه برحق بودن خود را اثبات می کند، و این تویی که یکبار دیگر به قربانگاه فرستاده می شوی. بگذار که این بار سخنم را با شعری از شفیعی کدکنی به پایان برسانم:

تو در نماز عشق چه خواندی که سالهاست

بالای دار رفتی و این شحنه های پیر

از مرده ات هنوز پرهیز می کنند

......

خاکستر تو را

باد سحرگان

هرجا که برد

مردی زخاک رویید

سید علیرضا حسینی بهشتی هفتم تیرماه ۱۳۸۸

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم تیر 1388ساعت 19:1  توسط جنبش سبز  | 

باز داشت بيش از 2000 نفر در روزهاي اخير

فدراسیون بین‌المللی حقوق بشر، یکی از بزرگ‌ترین سازمان‌های حقوق بشری روز یکشنبه اعلام کرد که از زمان آغاز سرکوب معترضین به نتیجه انتخابات ایران بیش از دو هزار نفر دستگیر و صدها نفر دیگر ناپدید شده‌اند.

سازمان عفو بین‌الملل نیز روز شنبه گفته بود که بسیج ایران «در کمین» افرادی است که در جریان اعتراضات اخیر زخمی و مجروح شده‌اند، آنها را از بیمارستان‌ها جمع می‌کند و به مکانی نامعلوم انتقال می‌دهد
.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم تیر 1388ساعت 18:55  توسط جنبش سبز  |